درس ششم

در حمد و تسبيح محبوب

قسمت اوّل ٭ کليات

الف) اهداف

١ هدف کلی: توانايی تشخيص صفاتی که می توان به خدا نسبت داد و صفاتی که بايد از

خدا سلب کرد.

٢ اهداف آموزشی

توانايی تدبّر در قرآن و استخراج صفات ثبوتيه و سلبيه

شناخت صفات ثبوتيه

شناخت صفات سلبيه

تبيين رابطهٔ حمد و تسبيح با صفات ثبوتيه و سلبيه

تقويت معرفت به خداوند و انس و محبت بيش تر به او

ب) محورهای اصلی درس

١ با تدبّر در آيات قرآن کريم می توان با صفات ثبوتيهٔ الهی و صفات سلبيه آشنا شد.

٢ خداوند جامع صفات کمالی است.

٣ خداوند از هر صفت نقص و عيب مبراست.

٤ در هنگام حمد، خداوند را به صفات کمالی اش می ستاييم.

٥ در هنگام تسبيح، خداوند را از هر صفت عيب و نقص منزّه می داريم.

٦ فرهنگ و ادبيات ما سرشار از متن هايی است که در آن ها خداوند به زيبايی حمد و تسبيح

شده است.

191

ج) پيش دانسته ها

پيش دانسته های اين درس، همان مواردی است که در درس قبل ذکر شده است.

د) اصطلاحات علمی درس

الاسماء الحسنی: نام های نيکو، نام های زيبا. هر اسمی در جهان واقع، دلالت بر يک

مسمیّٰ دارد. يعنی دلالت بر چيزی دارد که آن اسم برای او به کاررفته است. لذا هر اسم نيکويی که

برای خدا به کار می بريم، نشانهٔ آن است که حقيقت آن در خداوند وجود دارد. وقتی خداوند را با اسم

ياد می کنيم، نشانهٔ آن است که او بهره مند از علم است. « عالم »

صفات ثبوتيه: صفاتی که در خدا وجود دارد و ثابت است. اين صفات را صفات کماليه

هم می نامند.

صفات سلبيه: صفاتی است که در خدا وجود ندارد. بنابراين، چنين صفاتی را از او سلب

می کنيم. صفات نقص و عيب، صفاتی هستند که در خدا راه ندارد.

حمد: ستايش خداوند است به خاطر صفات ثبوتيه و کمالی.

تسبيح: تنزيه خداوند است از صفات سلبيه و نقص.

ه) ارتباط با درس قبل

در درس قبل دانستيم که گرچه ذات خداوند را نمی توان شناخت، اما می توان به صفات الهی

پی برد. جهان آفرينش آيت و نشانهٔ صفات خداوند است. در واقع، اين جهان ظهور قدرت، علم ،

رحمت و ساير اوصاف الهی است. هم چنين دانستيم که درک درست اين صفات، ما را به بندگی بيش تر

در مقابل خدا می کشاند و توحيد در عبوديت را تکميل می کند. در اين درس می خواهيم به قرآن کريم

مراجعه کنيم و برخی از صفات الهی را در آينهٔ اين کتاب الهی بيابيم و ببينيم که خداوند چگونه خود را

توصيف کرده است.

همچنين می خواهيم ملاک و معياری به دست آوريم که چرا خداوند دارای صفات کمالی است

و از صفات عيب و نقص منزّه است.

192

قسمت دوم ٭ سازماندهی فعاليت ياددهی يادگيری

الف) ارزشيابی از درس قبل

در ابتدای تدريس از موارد تعيين شده در روش تدريس در قبل، از دانش آموزان ارزشيابی به

عمل می آوريم.

ب) آماده سازی و ايجاد انگيزه

دبير، با بهره گيری از ابتکارات خود، دانش آموزان را آمادهٔ ورود به درس می کند.

يکی از ابتکارات می تواند طرح دو سؤال مقدمه باشد.

و پاسخ «؟ چرا نام اين درس حمد و تسبيح است » همچنين می توان اين سؤال را مطرح کرد که

آن را به آخر درس موکول نمود.

نيز می توان شعر زيبای آخر درس را در ابتدای درس با صوت زيبايی قرائت کرد و آن را زمينهٔ

ورود به درس نمود.

همچنين می توان يک مفاتيح به کلاس آورد و دعای جوشن کبير را به دانش آموزان معرفی کرد

و توضيح داد که اين دعا دارای ١٠٠٠ اسم نيکوی الهی است. و سپس يک بند از صد بند اين دعا را

بخوانيم و بعد از آن وارد درس شويم.

ج) انتخاب روش تدريس

اين درس يک متن استدلالی همراه با چند فعاليت دارد. دبير بايد هم از روش سخنرانی استفاده

کند و استدلال را تبيين نمايد و هم با فعال کردن دانش آموزان، آن فعاليت ها را سازماندهی نمايد. لذا بايد

چند روش، مانند روش سخنرانی، روش پرسش و پاسخ و روش های مشارکتی را به کار بگيرد.

193

د) اجزای تدريس

در تدريس اين درس بايد موارد زير قرار داده شود:

رديف اجزای تدريس

١ قرائت و ترجمه آيات

« پيام آيات » ٢ انجام فعاليت

٣ تبيين پيام آيات از طريق استدلال

( ٤ انجام فعاليت تفکيک ( ١

٥ تبيين رابطهٔ حمد و تسبيح با صفات ثبوتی و سلبی

( ٦ انجام فعاليت تفکيک ( ٢

٧ توضيح دربارهٔ روش های تدبّر

١ قرائت و ترجمۀ آيات: اين فعاليت، مانند درس های گذشته، در همان ابتدای تدريس

انجام می شود.

دانش آموزان، با تدبّر در آيات درس، پيام آيات را تکميل پيام آيات » ٢ انجام فعاليت

می کنند. يکی از فعاليت های تدبّری دانش آموزان در قرآن اين است که بر روی آيات تأمل کنند و آن چه

را که در می يابند بنويسند. آن گاه اين دريافت خود را با دبير در ميان بگذارند تا دبير آن را بررسی

کند و نظر دهد. در اين فعاليت، بخشی از پيام ها، نوشته شده و دانش آموزان فقط به تکميل آن ها

می پردازند.

پيام اوّل به طور کامل آمده است.

برای تکميل پيام دوم، آنان به آيات درس مراجعه می کنند تا ببينند برای خداوند چه صفاتی ذکر

شده است. برخی از اين صفات عبارتند از: عالم، رحمٰن، رحيم، الٰه، مَِلک، قدّوس، سلام، مؤمن،

مهيمن، عزيز، جبار، متکبّر، خالق، باری ء، مصور و حکيم.

بهتر است که دبير تا آن جا که فرصت دارد، برخی از اين صفات را برای دانش آموزان توضيح

دهد تا آن ها به دريافت بهتری از صفات برسند.

پيام سوم به طور کامل آمده است.

برای تکميل پيام چهارم، دانش آموزان بار ديگر به آيات درس مراجعه می کنند و صفاتی را

194

که نمی توان به خدا نسبت داد، استخراج می نمايند. برخی از اين صفات سلبی که در آيات آمده،

عبارتند از: شريک داشتن، دختر و پسر داشتن.

در مورد اين صفات نيز توضيح مختصری داده شود تا دانش آموزان دريابند که چگونه داشتن

اين صفات، به معنی نقص و کاستی است.

٣ تبيين پيام آيات از طريق استدلال: در اينجا، دبير با به کارگرفتن دانش آموزان و به

خصوص با استفاده از روش پرسش و پاسخ به تبيين پيام آيات می پردازد.

با تفکر در آيات، به دست آمد که خداوند برخی از صفات را دارد و برخی از صفات را ندارد.

ما بايد با استدلال اين پيام را توضيح دهيم و تبيين نماييم.

توجه داشته باشيم که صفات ثبوتی، همان صفات کمالی هستند که می توان آن ها را به خدا نسبت

داد. مثل علم، قدرت و وقتی آن ها را به خدا نسبت می دهيم، می شود عالم و قادر که عالم و قادر، از

اسماء الهی هستند.

صفات سلبی نيز همان صفات نقص هستند که در خدا راه ندارند؛ نه اين که خدا دارای دو دسته

صفت است: ثبوتی و سلبی! بلکه خدا فقط يک دسته صفت دارد و آن، صفات ثبوتی است. صفات

سلبی را از خداوند سلب می کنيم و می گوييم خداوند منزّه از اين صفات است. برخی از صفات، حالت

ثبوتی دارند ولی در حقيقت، نشان دهندهٔ نقص و ضعف هستند، مثل جسمانی بودن.

موجود جسمانی محدود به مکان معين و زمان معين است و اين يک نقص بزرگ است. يک

موجود جسمانی نمی تواند در همهٔ زمان ها و همهٔ مکان ها باشد. در حالی که خداوند در همهٔ زمان ها

هست و همه جا حضور دارد. چيزی او را محدود نمی کند.

گاهی نيز صفات نقص را منفی می کنيم. مثلاً می گوييم: بی نيازی. نياز، يک نقص است و

خداوند نيازمند نيست. زيرا نيازمند کسی است که خيلی از خوبی ها و کمالات را ندارد و به ديگران نياز

دارد. وقتی کلمهٔ نياز به بی نيازی تبديل می شود، غنی بودن را می رساند و خداوند غنّی با لذّات است.

.( فاطر/ ١٥ ) « يا ايها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هوالغنی الحميد » : قرآن کريم می فرمايد

پس اگر دانش آموزی از دو صفت بی نياز و نياز بپرسد، می گوييم بی نياز را در قسمت صفات

ثبوتی بنويسد و نياز را در قسمت صفات سلبی.

برای اين که کار برای دانش آموزان آسان شود به آن ها چنين می گوييم که هرگاه صفتی را به

بيايد، آن صفت، ثبوتی است، گرچه شکل آن منفی باشد. خدا بی نياز « است » خداوند نسبت دهيم و بعد از آن

است، خدا لامکان است. برای کسب اطلاعات بيش تر، به قسمت دانستنی های ضروری مراجعه کنيد.

195

٤ انجام فعاليت تفکيک ( ١): در اين فعاليت، دانش آموزان بايد صفاتی را که در درس

قبل آمده بود و نيز صفاتی را که تا اين قسمت درس به دست آورده بود، به صورت تفکيکی، در دو

بخش صفات ثبوتی و صفات سلبی قرار دهد و ستون ها را تکميل نمايد.

در آيات، متن و فعاليت های درس قبل، صفات زيادی آمده است، مانند: فاطر، مانند داشتن،

سميع، بصير، عزيز، حکيم، خالق، جميل (زيبا)، کامل، عظيم، لطيف، رحمان، انباز (شريک) داشتن،

ياور داشتن، مصلح، دوست خوب، رازق، محيی، مقدّر.

صفات ديگری نيز هست که دانش آموزان، با تأمل می توانند آن را به دست آورند. در مورد

صفاتی مانند انباز (شريک)، ياور داشتن، مانند داشتن، به آن ها يادآوری می کنيم که اين صفات را در

قسمت صفات سلبی بنويسند. چون خدا مانند ندارد، شريک ندارد، ياور ندارد. يعنی نيازی به شريک

و ياور ندارد.

٥ تبيين رابطۀ حمد و تسبيح با صفات: يکی از نکاتی که معنای پرستش را برای

دانش آموزان روشن می کند، درک رابطهٔ حمد و تسبيح با صفات ثبوتی و سلبی است.

هر انسانی به طور طبيعی، زيبايی و کمال را دوست دارد و از زشتی و نقص دوری می جويد.

هر جا که زيبايی را ببيند می ستايد و هر جا که زشتی را ببيند تنفر و بيزاری می جويد. وقتی که ما گل

زيبايی را به دست می گيريم که دارای گلبرگ های سرخرنگ و خوشبوست، چشم به آن می دوزيم و

می گوييم. همين ابراز احساس، ثنا و مدح اين گل است. همچنين وقتی « به به » می بوييم و لذت می بريم و

قامت استوار اميرالمؤمنين (ع) را در جنگ خيبر يا خندق و خضوع و خشوعش در نماز و خردمندی

و دانشش در نهج البلاغه را در نظر می آوريم، لذت می بريم و او را تحسين می کنيم.

مخلوقات خداوند، هر کدام درجاتی از کمال و زيبايی را دارند و هر چه کامل تر شوند، زيبايی

آن ها بيش تر می شود، امّا همواره ناقص اند. مثلاً همان گلبرگ خوش رنگ، پس از مدتی می پژمرد و

زيبايی خود را از دست می دهد. اميرالمؤمنين نيز با همهٔ بزرگی و عظمت و زيبايی که دارد، در مقابل

خداوند فقير است و چيزی از خود ندارد.

پس وقتی که ما از خوبی مخلوقات و زيبايی آن ها می گوييم، آن ها را ثنا و ستايش می کنيم و وقتی

که آن ها را از برخی بدی ها دور می کنيم، آن ها را از آن بدی ها منزّه می داريم و اين عمل در فطرت

ماست که به زيبايی ها تمايل داريم و از بدی ها متنفريم و هر جا که زيبايی ببينيم به سوی آن جلب می شويم

و هر جا زشتی و بدی مشاهده کنيم، دوری می جوييم.

حال، آن کس که دريافت که همهٔ زيبايی های مخلوقات، از خداست و او زيباترين است و هيچ

196

نقصی از نقص های مخلوقات در او راه ندارد، که او کامل ترين است، خود به خود زبان به ثنا و ستايش

او می گشايد و هر بدی را از او دور می کند.

به همين جهت است که تسبيح و تحميد خدا يک امر فطری است، به شرطی که ما آن چنان که

حقّ است، او را شناخته باشيم و زيبايی های وجودی او را در حدّ توان خود درک کرده باشيم. درک

اين نکته توسط دانش آموزان، پرستش و عبادت را از آن حالت انتزاعی خارج می کند و حقيقت تسبيح

و تحميد برای آن ها روشن و ملموس می گردد.

هم چنين متوجه اين نکته می شوند که اگر با ديدن يک گل يا يک انسان متعالی احساس لذت

می کنند و زبان به مدح و ثنا می گشايند، امّا در مورد خداوند به آن درجه نرسيده اند، به خاطر آن است که

به معرفت و شناختی عميق نسبت به خداوند دست نيافته اند و اگر آن معرفت به دست آيد، آن ستايش و

آن لذت هم خواهد آمد. تلاش و همّت هم کليد دست يابی به آن معرفت است تا به درک حقيقی آن زيبايی

بی نهايت که خواست و آرزوی هر انسانی است، دست يابد.

٦ انجام فعاليت تفکيک ( ٢): اين فعاليت، بر روی شعر سنايی انجام می گيرد.

ابتدا بايد شعر در فضايی معنوی و تأثير گذار خوانده شود. در خواندن شعر می توان از شيوه های

زير استفاده کرد:

١ اجرای سرود به صورت گروهی توسط جمعی از دانش آموزان يا همهٔ آن ها

٢ استفاده از نوار کاست با صدای آقای حسام الدين سراج

٣ خواندن شعر توسط يکی از دانش آموزان.

اگر دانش آموزان آمادگی اجرای سرود ندارند، می توان آن را به جلسات بعد موکول کرد.

پس از خواندن شعر، دانش آموزان روی متن آن تأمل می کنند و صفات ثبوتی و سلبی را مشخص

می نمايند. همان طور که گفته شد، هر اسم يا صفتی را که بتوان به خدا نسبت داد، جزء صفات ثبوتی

می نويسيم. مثلاً در بيت اوّل آمده که خداوند مَِلک، پاک و خداست، و نيز آمده که او راهنما (هادی)

است. از بيت دوم در می يابيم که خداوند دارای فضل است و يکتاست. در بيت سوم، حکيم بودن،

عظيم بودن، کريم بودن، رحيم بودن و نمايانندهٔ فضل بودن، آمده است که اين ها همه صفات ثبوتی

است.

در بيت چهارم، رنج و گذار، درد، نياز، بيم و اميد داشتن، عيب و خطا همه صفات نقص هستند

و خداوند از آن ها منزّه است.

در بيت پنجم، قابل توصيف بودن، در فهم جاگرفتن، شبيه داشتن و در وَهۡم آمدن، صفات نقص

197

هستند و خداوند از آن ها منزّه است.

به « نَبُوَد خلق و تو باشی » . به معنی ازلی بودن است « نَبُد اين خلق و تو بودی » ، در بيت ششم

معنی ابدی بودن است. ازلی و ابدی بودن، صفت ثبوتی است. امّا زمانی بودن صفت سلبی است.

جنبيدن، گرديدن (تغيير کردن)، کاهش يافتن و افزايش يافتن همه صفات سلبی است که در خدا راه

ندارد.

در بيت هفتم، عزّت، جلال، علم، يقين، نور، سرور، جود و سخا همه صفات ثبوتی است.

در بيت هشتم، دانستن غيب، پوشيدن عيب، کاستن بيشی و افزودن بر مقدار همه صفات ثبوتی

است. البته صفاتی مانند کاستن بيشی و افزودن مقدار و پوشيدن عيب، حکايت از قدرت خداوند

دارد.

در بيت نهم، مثل داشتن و ضد داشتن، صفات سلبی است و خداوند از آن منزّه است. صمد

بودن و مُلک داشتن از صفات ثبوتی است.

در بيت دهم نيز واحد بودن از صفات ثبوتی است.

٧ توضيح دربارۀ روش های تدبّر در قرآن: در اين درس سه روش تدّبر به کار گرفته

شده است. در فعاليت اوّل که استخراج پيام بود، با تأمل و تفکر در آيات، پيام هايی را که مربوط به

موضوع درس بود، استخراج شد.

در فعاليت تفکيک، از روش يافتن نمونه و مصداق استفاده شد. زيرا قبل از اين فعاليت،

دانش آموزان دانستند که خداوند صفات کمالی و ثبوتی را دارد و صفات نقص را ندارد. در اين

فعاليت مصداق های اين دو صفات را پيدا کردند و در زير مجموعهٔ خود قرار دادند. روش ديگری که

مورد استفاده قرار گرفت، اين بود که استدلال عقلی پيام قرآنی را به دست آوردند و آن پيام را به کمک

استدلال، تبيين کردند و توضيح دادند.

٧ توضيح دربارۀ نمونه های تدّبر: در پايان تدريس، نمونه هايی از تدّبر را که در اين درس

به کار رفته بود، مرور می کنيم. اين مرور سبب می شود که دانش آموزان نام فعاليت هايی را که انجام

داده اند، بدانند و بعدها بتوانند آن فعاليت ها را خودشان هم انجام دهند.

يک نمونه، استخراج پيام است که با تفکر در آيه ٢٤ سورهٔ حشر دانستيم خداوند همهٔ صفات

زيبا و نيکو را دارد. و با تفکر در آيهٔ ٢٣ سورهٔ حشر و آيهٔ ١٠٠ سورهٔ انعام دانستيم که خداوند صفات

نقص را دارا نيست.

نمونهٔ ديگر يافتن مصداق ها و نمونه هاست. با تفکر در آيات ٢٢ تا ٢٤ سورهٔ حشر نمونه هايی از

198

صفات ثبوتيه و سلبيه به دست آمد.

نمونهٔ ديگر، استدلال برای يک پيام قرآنی است. پيام قرآنی اين درس اين است که خداوند

صفات کمالی را دارد و صفات نقص را ندارد. استدلال آن هم در درس آمده است.

ه) انجام تحقيق و انديشه

سه سؤال طرح شده « الف » است. در بخش « ب» و « الف » تحقيق و انديشه دارای دو بخش

است.

١ صفتی را می توان به خدا نسبت داد که جنبهٔ کمالی و وجودی داشته باشد. (همان طور که

می دانيد، در فلسفهٔ اسلامی ثابت شده است که کمال و وجود با يکديگر مساوی اند و خداوند که وجود

مطلق است، کمال مطلق نيز هست).

٢ زيرا بعضی از صفات از نقص حکايت می کنند، نه اين که واقعاً چيزی را برای موصوف

خود اثبات نمايند.

٣ سه تفاوت اساسی وجود دارد:

اولاً، انسان ها واجد همهٔ صفات کمالی نيستند.

ثانياً، انسان ها صفات نقص و عيب هم دارند که در خداوند نيست.

ثالثاً، انسان هر صفت کمالی را که داراست، به شکل محدود و ناقص واجد است، امّا خداوند

به نحو نامحدود و کامل.

هشت جملهٔ مناجات گونه خواسته شده است. در اين قسمت، ممکن است « ب» در بخش

دانش آموزان از يکديگر تقليد کنند که تشخيص آن آسان است. بهتر است در اين تمرين، دبير محترم

به بررسی ضمنی بعضی از نوشته ها بپردازد و در صورتی که دانش آموزی از نوشتهٔ دانش آموز ديگر

استفاده کرده است، او را در شرايط شرمساری قرار دهد. همان طور که گفته شد، اين نوع استفاده های

ناصحيح از نوشته های يکديگر سبب نمی شود که ما اصل کار تحقيقی را سبک بگيريم و بی اهميت

جلوه دهيم.

و) انجام پيشنهاد

برای اين درس دو تحقيق پيشنهاد شده است.

« آموزش عقايد » تحقيق اوّل در مورد جسم نداشتن و شريک نداشتن خداوند است. کتاب

199

تأليف حجة الاسلام قرائتی برای دانش آموزان مناسب است. در صورتی که دانش آموزان به کتابِ

مناسب دسترسی نداشته باشند، می توانند با پرسيدن از استادان و دبيران مجرب، تحقيق خود را انجام

دهند. اين امر، هم زمينهٔ ارتباط دانش آموزان با استادان را فراهم می سازد و هم کمبود کتاب را جبران

می کند.

تحقيق دوم مراجعه به آيات شريفهٔ قرآن کريم است. دانش آموزانی که از اين تحقيق استقبال

را در قرآن جست وجو کنند و اوصافی مانند خير الرازقين را بيابند. « خير » می کنند می توانند کلمه

ز) ارزشيابی از ميزان يادگيری

در اين درس، موارد زير بايد مورد ارزشيابی قرار گيرد:

١ قرائت صحيح و ترجمهٔ آيات

٢ انجام فعاليت پيام آيات، با تدّبر در آيات ابتدای درس

٣ توانايی استدلال بر اينکه خداوند دارای صفات ثبوتی است.

٤ تبيين اين موضوع که خداوند از صفات نقص مبرا است.

٥ تعريف صفات سلبيه و صفات ثبوتيه

٦ توانايی تفکيک صفات سلبيه و ثبوتيهٔ آيات و متن درس

٧ تبيين رابطهٔ حمد و تسبيح با صفات سلبيه و ثبوتيه

٨ توانايی تفکيک صفات ثبوتيه و سلبيهٔ شعر

٩ انجام درست بخش انديشه و تحقيق و توانايی پاسخ به سؤالات آن

١٠ مشارکت و همکاری در حين تدريس

١١ انجام پيشنهادها برای کسب نمرهٔ فوق العاده

200

قسمت سوم ٭ تمهيدات

الف) دانستنی های ضروری برای معلم

١ مهم ترين منبع به دست آوردن صفات خداوند، قرآن کريم است.

درس قبل توضيح داده شده، مرحوم علامه طباطبايی « مبانی و مستندات » همان طور که در

صد و بيست و هفت اسم از اسماء خداوند را از قرآن کريم استخراج کرده است که فهرست آن ها در

همان جا آمد.

با توجه به اين که در آن درس به طور مفصل در اين زمينه بحث شده از تکرار آن ها می گذريم.

در برخی دعاها، مانند دعای جوشن کبير، دعای مجير و دعای مشلول نيز تعداد زيادی از اسماء

الهی آمده است.

٢ معناى حمد و تسبيح از مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا ملکى تبريزى (ره):

عبارت از ثنا و ستايش است که انسان در قبال کار نيکى که از روى اختيار از فاعل « حمد » »

يعنى هرچه حمد و ستايش هست از آن خداوند است؛ « الحمدللّه » آن سرزده است، بر زبان مى آورد و

زيرا هر زيبايى و جمالى که يافت شود، اثرى از آثار جمال او، و هر چيزى که در اين عالم هست از

آورده شده، نه نام ديگرى از نام هاى « للّه » لفظ مقدس « الحمد » آثار فيض او است و اين که پس از کلمه

اسم « اللّه » پروردگار، گويا ب ه علت اختصاص هر حمد و ستايش ب ه ذات اقدس حق، اشاره دارد؛ زيرا

است براى ذاتى که مستجمع جميع صفات کمال است که از جملهٔ اين صفات کمال، يکى هم انحصار

اين مى شود که هرحمد و ستايشى هست، « الحمدللّه » جمال و خير در او است. در حقيقت، معناى جملهٔ

از آن کسى است که مستجمع جميع کمالات و خيرات است؛ زيرا هر کمال و خيرى که در اين عالم

هست، از او و براى اوست، و ظاهر اين است که مراد از اين جمله، انشا و ايجاد ثنا و ستايش به اين

اين خواهد بود که ذات اقدس حق را به جميع ثناها و ستايش ها « الحمدللّه » لفظ است. بنابراين، معناى

۱«. حمد مى گويم و مى ستايم

و خلاصهٔ کلام در اين باب اين که حال حمد، عبارت از اين است که انسان نعمت را بشناسد و »

آن را اظهار کند و از منعم خشنود باشد. پس آن کس که قلب و عملش هم با حمد و ستايشى که ب ر زبان

. ١ اسرار الصلوة، حاج ميرزا جواد ملکی تبريزی، ترجمه رضا رجب زاده، ص ٣٦٣ ٣٦٤

201

مى آورد، موافق باشد، حامد و ستايشگر واقعى است، ولى آن کس که قلب و عملش گفته اش را تصديق

۱«. نکند، منافق و حيله گر است

تسبيح خداى متعال، عبارت از قضيه صفات جلال سلبى خداوند است و اصل صفات جلال »

سلبى او، به سلب حدود و سلب حدود به سلب سلوب بازمى گردد و سلب سلوب در ذات اقدس حق

جز سعهٔ وجود چيز ديگرى نيست. اين به خلاف تنزيه ممکنات است؛ زيرا سلبى که به مخلوقات نسبت

داده مى شود، به سلب وجوداتى که از حدود وجودات آن انتزاع شده، نه از موجودات آن، مى باشد.

پس ، تسبيح خداى متعال به همان صفاتى است که با آن حمد و ستايش مى شود و لذا در اغلب موارد،

تسبيح او با حمد مقرون مى گردد؛چنان که در ذکر رکوع و سجود چنين است. و در قرآن هم مى خوانيم:

و حقيقت تنزيه ذات اقدس به اين است که بنده قلباً به سلب نقايص به جميع وجوه « فسبّح بحمد ربّک »

۲«. آن از ذات بارى تعالى معتقد باشد

بنابراين، حال تسبيح عبارت از اين است که بنده در هنگام تسبيح پروردگار، قلبش به کمال »

پروردگار از جميع وجوه معتقد باشد و همهٔ حرکات و سکناتش برخاسته از اين معرفت باشد. اين در

تسبيح کامل مطلق است و اما در تسبيح مقيد نيز، مى بايست همين معنا به حسب همان قيدى که براى آن

هست، در آن لحاظ شود؛ مثلاً تسبيح در رکوع مى بايد به اين نيت باشد که ذات اقدس حق را از اين که

۳«. در حول و قوه و اراده برايش شريکى باشد، منزّه و مبرا بداند

٣ بى نيازى خدا به مکان

کاو منزّه باشد از بالا و زير د ا من ا و گير ا ی يا ر د لير

چون بمانی از سرا و از دکان با تو باشد در مکان و بی مکان ٤

مولوى مى گويد:

گفت که آن منجم مى گويد که غير افلاک و اين کرهٔ خاکى که مى بينم، شما دعوى مى کنيد که »

بيرون آن چيزى هست؟! پيش من غير آن چيزى نيست و اگر هست، بنماييد که کجاست. فرمود که آن

سؤال فاسد است از ابتدا، زيرا مى گويى که بنماييد که کجاست و آن را خود جاى نيست. در زبان

. ١ همان، ص ٣٦٥

. ٢ همان، ص ٤١٧

. ٣ همان، ص ٤١٩

. ٤ مثنوی، دفتر سوم، ابيات ٣٤٤ و ٣٤٦

202

نيست و در دهان نيست، در سينه نيست. اين جمله را بکاو و پاره پاره و ذره ذره کن؛ ببين که اعتراض

و انديشه را در اين ها همه هيچ مى يابى. پس دانستيم که انديشهٔ تو را جاى نيست. چون جاى انديشه

خود را ندانستى، جاى خالق انديشه را چون دانى؟ ١

م ىگويد: « اگر هست بنماييد کجاست » وى ه مچنين در مثنوى در پاسخ اين گونه اعتراضات که

حجت منکر همين آمد که من غير ا ين ظا هر نمی بينم و طن

هيچ نينديشد که هرجا ظاهری است آن زحکمت های پنهان مخبری است

به نظر مولانا در حقيقت مکان، دام لامکان و صورت، کمند صيد بى صورت است و منکر

درنمى يابد که خود عاشق لامکان است:

صورت شهری که آن جا می روی ذوق بی صورت کشيدت، ای رَوی

صورت ياری که نزد او شوی از برای مونسی اش می روی

پس به معنی می روی تالامکان که خوشی غير مکان است و زمان

آن چه معشوق است، صورت نيست آن خواه عشق اين جهان، خواه آن جهان

ب) منابع

منابع ذکر شده در درس قبل.

. ١ گزيدهٔ فيه مافيه، شرح دکتر حسين الهی قمشه ای، ص ٨٢

203